حل یک مشکل کوچک!

حل یک مشکل کوچک!

..::: وبلاگ شخصی یک کامپیوتری! :::..

Yemen ifyemen
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱۲ بهمن ۹۴، ۲۲:۳۴ - خود رسول حسن پور
    ????????????????
  • ۲۷ مرداد ۹۴، ۱۹:۱۸ - امیرحسین چگونیان
    قشنگ بود
  • ۲۴ مرداد ۹۴، ۱۶:۴۳ - رسول
    احسنت
یک جمله

۲۸ مطلب با موضوع «خود درگیری! :: همین» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

میتونی برگردی!

ممد: هی یارو! من قبلا اینجا اومده بودم اینجوری نبود!

یارو: حالا می بینی که اینجوری شده!

یارو: خوب میتونی برگردی!

 

همین

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

پیچ

ممد: هی یارو! سر همین پیچ، بپیچ سمت راست!

...

ممد: چرا نپیچیدی!

 

همین

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

تازه سوار شدی!

ممد: هی یارو! من سر "الا الله" پیاده میشم! چقدر میشه!

یارو: هه هه! خیلی مونده هنوز!

یارو: کجا سوار شده  بودی؟

ممد: سر "اسلام"

یارو: پس تازه سوار شدی! هنوز به "لا اله" نرسیدیم!


  • MHK448
  • ۰
  • ۰

خونه ی من

ممد: اووووی یارو! 

شما تو خونه ی من چی کار میکنی!

یارو: خودت گفتی بیا!

ممد: من!...

آهان یادم اومد!

 

همین

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

دنیا

اوووووووووووی یارو! آروم! اصلا وایسا، من بقیشو پیاده میرم! تا اینجا کرایه ما چقدر شد؟

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

جمعه

نیا! وایسا کار دارم! صبر کن!

گفتی چه چیزایی باید بردارم!؟

بزار این یکی مطلبم رو هم بزارم توی وبلاگم! مــــــــیـــــــام!


  • MHK448
  • ۰
  • ۰

پشت و رو

هی یارو! کاسه  رو برعکس گرفتی! تا شب هم اینجوری بگیری آب بارون توش جمع نمیشه!

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛ «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش!


 منبع: http://mobini.blogfa.com

  • MHK448