حل یک مشکل کوچک!

حل یک مشکل کوچک!

..::: وبلاگ شخصی یک کامپیوتری! :::..

Yemen ifyemen
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱۲ بهمن ۹۴، ۲۲:۳۴ - خود رسول حسن پور
    ????????????????
  • ۲۷ مرداد ۹۴، ۱۹:۱۸ - امیرحسین چگونیان
    قشنگ بود
  • ۲۴ مرداد ۹۴، ۱۶:۴۳ - رسول
    احسنت
یک جمله
  • ۰
  • ۰

من مرغ عشق حیدرم

امشب پرستوی علی از آشیان پر می کشد

                                                                        داغ فراق فاطمه ،آخر علی را می کشد

روح و روانم هم آشیانم یا فاطمه یا فاطمه

                                                                        اسما بریز آب روان بر روی گل برگ گلم

  • ۰
  • ۰

برنامه های غفلت

برنامه های غفلت برای من!

اینقدر برنامه های غفلت منظم و انعطاف پذیره که هر چی برنامه ریزی میکنم جلوش کم میاره!!

 

پ.ن: الکی مثلا خیلی برنامه ریزی می کنم

پ.ن:همین

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

میروی اما چرا آتش به جانم میزنی
در شمار عاشقان قبری به نامم میزنی


میروی آهسته داری میبری من را کجا 
روح را با رفتنت کردی چرا از تن جدا

  • ۰
  • ۰

تحت تعلیم

وقتی توی ماشین آموزش رانندگی بشینی و دل به ماشین ببندی یعنی چی!!!!

به دنیایی دل بستیم که موقتی و وسیله آموزشه

مامور انتظامی: پاشو آزمون قبول نشدی و ماشین مال خودت نیست و فرصت امتحان دوباره رو نداری و برو به درک......

 

منبع: آقا فرعی با بسیاری دخل و تصرف

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

پاپاپ

گاهی وقتا یه چیزایی شبیه پاپاپ باز میشه توی زندگی و زندگی جدیدی رو ایجاد می کنه

سلاااااااااااااااااااااااام پاپاپ

پ.ن: همین!

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

 

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

  • ۰
  • ۰

 خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی

نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی

 

من از دلبستگیهای تو با آیینه دانستم

که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق‌تر از مایی

  • ۰
  • ۰

عاقلان و عاشقان

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند

  • ۰
  • ۰

خسرو شیرین دهنان

شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان

که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت

گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

  • ۰
  • ۰

 حرف ها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟

 با تو ام  !  با تو  !  خدا را  ! بزنم یا نزنم ؟

 

همه ی حرف دلم با تو همین است که دوست  

 چه کنم ؟  حرف دلم را بزنم یا  نزنم ؟

  • ۰
  • ۰

آتش عشق تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتش‌افشان خوشتر است


هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای
تا قیامت مست و حیران خوشتر است

  • ۰
  • ۰

دلا امشب به سـر دارم هــوای کــوی جانــان را
بسی شــوق سفـــر دارم زدایم داغ هجــــران را
به بــاغ خاطــرم امشب نشستــه گـــرد غمهایم
زدانـــه دانــه اشکم کنـم من یــــاد زهـــرایم

  • ۰
  • ۰

این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده است

کـــه بـــه عشق تو قمــــر قاری قرآن شده است

مثــل من باغچـــــه ی خانــه هـــــم از دوری تــــو

بس که غم خورده و لاغر شده گلدان شده است

  • ۰
  • ۰

باندیشیم

میگن آدم وقتی یه چیزی داره ارزشش رو خوب درک نمی کنه و وقتی همون رو از دست میده تازه ارزشش رو می فهمه

 

بیاییم فکر کنیم
شاید فردا قدرت تفکر رو از دست بدیم

 

پ.ن:خوراک ذهن

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

خالص

وَلِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَمْحَقَ الْکَافِرِینَ ﴿آل‌عمران: ١٤١﴾   

و تا خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند خالص گرداند و کافران را [به تدریج‌] نابود سازد

 

پ.ن448: پدر ما رو در اوردی خدا!
ما که نفهمیدیم کدوم گروهیم

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

بوی علف

هر که به من می رسد بوی قفس می دهد

جـز  تـو  که  پـر  می دهی  تا  بپـرانی  مـرا


تحریف از بز درون:

هر که به من می رسد بوی علف می دهد

جـز  تـو  که  نی  میـزنـی  تا  بچـرانـی مـرا

 

  • MHK448
  • ۰
  • ۰

گفتند که پیدا کن

گفتند که پیدا کن/ خود را و تو را با هم
گفتند که پیدا هست/ در هر نفس آدم
پیداست و من پنهان/ من در تن و او در جان
یک آن نظری کردم/ در خود گذری کردم
دیدم که نه در دوری/ نزدیک تر از نوری
در راه عبور از تو/ من این همه دور از همه

  • MHK448
  • ۱
  • ۱

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

                                          آقا بیا تا با ظهور چشمهایت

                                         این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد

  • ۰
  • ۰

دل

ای  دل غمزده  در سینه ی  غمناک سلام

کعبه ی  عشق  توئی پاک تر از پاک سلام

مرهمی  نیست   کزآن  درد  تو  آرام  شود

ای به زخم همگان  مرهم و  تریاک   سلام

  • ۰
  • ۰

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید

 نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرد

 و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرد